بالعجز

🌐 ناتوانی

از «عجز» به معنای ناتوانی، درماندگی یا کم‌بودن توان. «بالعجز» یعنی «از روی ناتوانی»، «به‌سبب درماندگی» یا «در حال عدم توانایی». بسته به متن، می‌تواند اشاره به ناتوانی جسمی، ذهنی یا عملی داشته باشد.

اسم (noun)

📌 معلولیت

📌 درماندگی

صفت (adjective)

📌 درمانده

📌 ناتوان

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 کسری بودجه

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 ناتوان

دیکشنری عربی به فارسی

📌 معلول

جمله سازی با بالعجز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الدعم النفسي ويخرجهم من الشعور بالعجز إلى الثقة بالنفس من جديد.

حمایت روانی به آنها کمک می‌کند تا از احساس درماندگی به اعتماد به نفس دوباره برسند.

💡 تلجأ الحكومات غالبًا إلى الإنفاق بالعجز لتمويل الخدمات العامة الحيوية.

دولت‌ها اغلب برای تأمین بودجه خدمات عمومی حیاتی به کسری بودجه متوسل می‌شوند.

💡 يتضرعون بقلوب خاشعة أثناء الليل، خاصة عندما يشعرون بالعجز أمام مشاكل الحياة المتكررة.

آنها در طول شب با قلب‌های خاشع دعا می‌کنند، به خصوص وقتی که در مواجهه با مشکلات مکرر زندگی احساس درماندگی می‌کنند.

💡 ‬وأنا بحاجة‬ ‫لمجنونة مثلها لتخرجني من رتابة الحياة والشعور بالعجز الذي دفعني للختباء في‬ ‫ذلك البيت الحقير‪

و من به یک زن دیوانه مثل او نیاز دارم تا مرا از یکنواختی زندگی و احساس درماندگی که مرا به پنهان شدن در آن خانه‌ی نحس کشانده بود، بیرون بکشد.

💡 وقفت هناك، تشعر بالعجز بينما كانت صديقتها تكافح لإدارة الأمور.

او آنجا ایستاده بود و احساس درماندگی می‌کرد، در حالی که دوستش برای مدیریت اوضاع تقلا می‌کرد.

💡 يجبُ احترامُ و الأعمى وتقديم الدعم له دون إشعاره بالعجز أو الشفقة.

فرد نابینا باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد، بدون اینکه احساس درماندگی یا ترحم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران