بأسبوع
🌐 در یک هفته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 یک هفته بعد
جمله سازی با بأسبوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنزور جدّتي باسبوع واحد بعد انتهاء الامتحانات.
یک هفته بعد از تمام شدن امتحانات به دیدن مادربزرگم خواهیم رفت.
💡 تمّ تأجيل الاجتماع باسبوع بسبب سفر المدير المفاجئ.
به دلیل سفر ناگهانی مدیر، جلسه به مدت یک هفته به تعویق افتاد.
💡 أعلنت اللجنة قايِمة مرشحين النهائية قبل موعد التصويت بأسبوع.
این کمیته یک هفته قبل از تاریخ رأیگیری، فهرست نهایی نامزدها را اعلام کرد.
💡 أحتاج باسبوع إضافي لإنهاء هذا المشروع بدقّة.
من به یک هفته اضافی نیاز دارم تا این پروژه را با دقت تمام کنم.
💡 اشترت الأسرة بعض الأثاث للمنزل الجديد قبل موعد الانتقال بأسبوع.
خانواده یک هفته قبل از تاریخ اسبابکشی، مقداری مبلمان برای خانه جدید خریدند.
💡 بعد ذلك بأسبوع كان الملك جالسا في الشرفة يأكل اآليس كريم ساعة العصر عندما اقترب الكوو وانحنى وقال بصوت هامس: ـ موالنا الملك لي رجاء.
یک هفته بعد، پادشاه بعد از ظهر روی بالکن نشسته بود و بستنی میخورد که تمساح نزدیک شد، خم شد و زمزمه کرد: اعلیحضرت، درخواستی دارم.