انهمک
🌐 او عاطفہ شد
از ریشه «همک / انهمک» و در کاربردهای رایج به معنای «مشغول شد»، «غرق شد» یا «در کاری فرو رفت» است؛ مثلاً وقتی کسی کاملاً در مطالعه یا کار خود غرق میشود.
جمله سازی با انهمک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انهمك العمال في إصلاح الطريق قبل وصول الحافلات.
کارگران قبل از رسیدن اتوبوسها مشغول تعمیر جاده بودند.
💡 انهمك الطبيب في إنقاذ المصاب طوال الليل.
پزشک تمام شب را بیوقفه کار کرد تا مرد مجروح را نجات دهد.
💡 انهمك الطالب في حل الأسئلة ولم يلتفت إلى الضجيج.
دانش آموز غرق در حل سوالات بود و به سر و صدا توجهی نداشت.