إلی

🌐 به

یکی از پرکاربردترین حروف جر عربی است و معنی اصلی آن «به سوی»، «به طرف»، «تا» یا گاهی «نزدِ» است؛ مثلاً: «ذهبتُ إلى البيت» یعنی «به خانه رفتم».

جمله سازی با إلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توجهَ الباحثُ الامري إلی المكتبةِ العامةِ بحثًا عن مصادرَ نادرة.

این محقق آمریکایی در جستجوی منابع کمیاب به کتابخانه عمومی رفت.

💡 هذا الفندقُ اقرب إلی المركزِ التجاريِّ من الفندقِ القديمِ الذي سكنّا فيه سابقًا.

این هتل نسبت به هتل قبلی که در آن اقامت داشتیم، به مرکز خرید نزدیک‌تر است.

💡 دعانا السياراتُ ناديِ إلی زيارةِ الورشةِ التي يتدرَّبُ فيها الهواةُ على الصيانةِ.

باشگاه اتومبیل ما را دعوت کرد تا از کارگاهی که علاقه‌مندان در آن آموزش تعمیر و نگهداری می‌بینند، بازدید کنیم.

💡 ذهب الطالب إلى غرفته للراحة إلی موعد العشاء.

دانش‌آموز به اتاقش رفت تا تا زمان شام استراحت کند.

💡 توجهَ الفريقُ من السياراتِ ناديِ إلی الميدانِ لاختبارِ المركباتِ الجديدةِ.

تیم باشگاه اتومبیلرانی برای آزمایش خودروهای جدید به میدان رفتند.

💡 أرسلتِ الشركةُ وفدًا الامري إلی المؤتمرِ الدوليّ لعرضِ منتجاتها.

این شرکت یک هیئت آمریکایی را برای نمایش محصولات خود به کنفرانس بین‌المللی اعزام کرد.

💡 بدتِ الفكرةُ اقرب إلی الواقعِ بعدَ أن ناقشناها مع المختصينَ بتفصيلٍ أكبر.

این ایده بعد از اینکه با متخصصان با جزئیات بیشتری در مورد آن صحبت کردیم، به واقعیت نزدیک‌تر به نظر می‌رسید.

💡 سافرَ الرجلُ الامري إلی المدينةِ المجاورةِ ليزورَ أقاربهُ في نهايةِ الأسبوع.

مرد آمریکایی در پایان هفته برای دیدار با اقوامش به شهر همسایه سفر کرد.

💡 ‫األرض لك‬ ‫وکذلك السحب‬ ‫عد إلی بيتك أيها املسافر‬ ‫عد إلی بيتك‪.

زمین از آن توست، ابرها نیز از آن تو هستند. ای مسافر، به خانه‌ات برگرد.

💡 الان إلی اجتماعِ الإدارةِ، ثم سأعودُ إليكم بعدَ ساعةٍ تقريبًا.

حالا بریم جلسه مدیریت، بعدش حدود یک ساعت دیگه برمی‌گردم پیشتون.

کلمات مرتبط