املعلوف
🌐 خوراک
این واژه به معنی «علفخورانده»، «خوراکدادهشده با علف» یا «پرورشیافته با علوفه» است و از ریشه «علف» میآید. در بعضی کاربردها میتواند به حیوانی اشاره کند که با علوفه تغذیه شده است.
جمله سازی با املعلوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج املعلوف إلى تخزين جيد بعيدًا عن الرطوبة كي لا تفسده الحرارة العالية.
علوفه باید به طور مناسب و دور از رطوبت نگهداری شود تا در اثر دمای بالا خراب نشود.
💡 وصل املعلوف إلى المخزن بعد الظهر، ثم بدأ العمال بتوزيعه على الأقفاص.
خوراک بعدازظهر به انبار رسید و سپس کارگران شروع به توزیع آن در قفسها کردند.
💡 اشترى المزارع املعلوف للحيوانات قبل الشتاء، حتى يضمن لهم غذاءً كافيًا في الأيام الباردة.
کشاورز قبل از زمستان برای حیوانات علوفه خرید تا مطمئن شود که آنها در روزهای سرد غذای کافی دارند.