إلثبات

🌐 اثبات

احتمالاً منظور «الإثبات» است که به معنی اثبات کردن، ثابت کردن یا ارائه دلیل برای درست بودن چیزی است؛ در منطق، حقوق و علوم بسیار کاربرد دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پایداری

📌 ثبات

📌 استحکام

📌 پشتکار

📌 گرفتن

جمله سازی با إلثبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج الباحث إلى بيانات دقيقة من أجل إلثبات فرضيته العلمية.

محقق برای اثبات فرضیه علمی خود به داده‌های دقیق نیاز دارد.

💡 ‫كيف لي أن أعيد بناء أحالمي وكانت كلها أنت‬ ‫هدمت كأنها بناء قديم متصدع يحاول الثبات وكل شيء يحاول أن يفنيه‪.

چگونه می‌توانم رویاهایم را از نو بسازم وقتی که تو همه آنها را ویران کردی، مانند ساختمانی قدیمی و ترک خورده که سعی می‌کند استوار بماند در حالی که همه چیز سعی در نابودی آن دارد؟

💡 ‫هكذا هتف محمود ثم زم شفتيه الغليظتين وقطب جبينه وبدا كأنه‬ ‫طفل متهم يسعى إلثبات براءته‪

محمود این را فریاد زد، سپس لب‌های کلفتش را جمع کرد، اخم‌هایش را در هم کشید و شبیه کودک متهمی شد که سعی دارد بی‌گناهی‌اش را ثابت کند.

💡 ‬والفيلم يف‬ ‫واقع األمر عبارة عن مباراة بني نجمتني إلثبات فتنتهام‪

این فیلم در واقع مسابقه ای است بین دو ستاره برای اثبات شایستگی هایشان.

💡 ‬ولكن مالبثت ان حاولت تصنع الثبات وهى‬ ‫تلتفت لصديقتها عبر الفيس بوك التى دخلت من باب‬ ‫الحفل ولفتت كل األنظار لجمالها الطفولى الهادئ‪.

اما او به سرعت سعی کرد وانمود کند خونسرد است و رو به دوست فیسبوکی‌اش کرد که از در مهمانی وارد شده بود و با زیبایی آرام و کودکانه‌اش توجه همه را به خود جلب کرده بود.

💡 قدّم المحامي الأدلة اللازمة لـ إلثبات براءة موكله أمام المحكمة.

وکیل، مدارک لازم برای اثبات بی‌گناهی موکلش را به دادگاه ارائه کرد.

💡 ‬ل ّما علمت ان الثبات عليه يتطلب مجاهدة عظيمة في تصفية‬ ‫النفوس من رذائلها وتحليتها بصالح العمل‪

وقتی دانستم که پایداری در آن مستلزم کوشش فراوان در پاکسازی نفوس از رذایل و آراستن آنها به اعمال صالح است.

💡 استخدمت الشركة الوثائق الرسمية لـ إلثبات ملكية العقار.

این شرکت از اسناد رسمی برای اثبات مالکیت ملک استفاده کرد.

💡 ‫أخطارا ً كبرى مادية ومالية من أجل الثبات على‬ ‫وطالئعي‪.

ریسک‌های مالی و مادی عمده به منظور حفظ ثبات و آرمان‌هایم.