إقناعي

🌐 من را متقاعد کن

«إقناعي» صفتی است که از «إقناع» ساخته شده و به معنی «اقناعی، متقاعدکننده، یا مربوط به قانع کردن» است. مثلاً «أسلوب إقناعي» یعنی «شیوه‌ای متقاعدکننده»؛ همچنین در برخی موارد می‌تواند به «از نظر من» یا «منِ قانع‌کننده» هم اشاره کند، اما کاربرد اصلی آن صفتی و به معنی persuasive است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 من را متقاعد کن

📌 با من حرف بزن

📌 منو بگیر

📌 مرا بفروش

📌 متقاعد شده

جمله سازی با إقناعي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاولوا إقناعي بالمشاركة، إلا أنني قلت لهم: لا ارقص حقا وأنا أفضل الجلوس.

آنها سعی کردند مرا متقاعد کنند که شرکت کنم، اما من به آنها گفتم: من واقعاً نمی رقصم و ترجیح می دهم بنشینم.

💡 ‬كانت بارعة في إقناعي أنها ساحرة عظيمة وأن بإمكانها أن‬ ‫تطير فوق السحاب لو أرادت ذلك‪

او با مهارت تمام مرا متقاعد کرد که جادوگر بزرگی است و اگر بخواهد می‌تواند بالای ابرها پرواز کند.

💡 فشلت محاولات إقناعي بالخطة الجديدة لأنني كنت أحتاج إلى مزيدٍ من التفاصيل.

تلاش‌ها برای متقاعد کردن من در مورد طرح جدید بی‌نتیجه ماند، زیرا به جزئیات بیشتری نیاز داشتم.

💡 لا يكون إقناعي بالأفكار السريعة سهلاً ما لم تُدعَّم بالأدلة.

متقاعد کردن من با ایده‌های سریع آسان نیست، مگر اینکه با شواهد پشتیبانی شوند.

💡 حاول المدير إقناعي بالانضمام إلى المشروع، لكنه احترم في النهاية قراري.

مدیر سعی کرد من را متقاعد کند که به پروژه بپیوندم، اما در نهایت به تصمیم من احترام گذاشت.

💡 ولكنه إستمر في حديثه محاولاً إقناعي بأن أقلع عن الفكرة.

اما او به صحبت کردن ادامه داد و سعی کرد من را متقاعد کند که از این فکر دست بردارم.

کلمات مرتبط