المصدر

🌐 منبع

به معنی «منبع، سرچشمه، مأخذ یا مصدر» است. در زبان عربی همچنین در دستور زبان به «مصدر» یعنی اسمِ مصدر / اسمِ کنش نیز اشاره دارد، اما در معنای عمومی بیشتر «منبع» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 منبع

📌 منشأ

📌 صادرکننده

📌 صادرات

📌 صادر شده

جمله سازی با المصدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬واالحتساء من ذات المصدر العلمي‬ ‫الذي يتعاطاه األطباء‪

نوشیدن از همان منبع علمی که پزشکان استفاده می‌کنند

💡 كتب الباحث اسم بعلی كما ورد في المصدر الأصلي دون تعديل.

محقق نام بعلی را دقیقاً همانطور که در منبع اصلی آمده بدون تغییر نوشته است.

💡 أرسلها من فضلك كما هي في المصدر الأصلي أو بصورة أوضح.

لطفاً آن را دقیقاً همانطور که در منبع اصلی آمده است، یا با فرمت واضح‌تری ارسال کنید.

💡 لم أسمع هذا الخبر من الناس من احد، بل عرفته من المصدر الرسمي.

من این خبر را از کسی نشنیدم، بلکه از منبع رسمی مطلع شدم.

💡 يعتمد هذا المنتج على المصدر الأرضي المحلي في التصنيع.

این محصول برای تولید به مواد اولیه محلی و با منابع محلی متکی است.

💡 من الأفضل مراجعة المصدر لمعرفة المقصود من الكظس.

بهتر است برای فهمیدن منظور از «الکاذّس» به منبع مراجعه کنید.

💡 من الأفضل مراجعة المصدر إذا ظهرت النهايووة في نص رسمي أو لغوي.

اگر این پسوند در یک متن رسمی یا زبانی آمده است، بهتر است منبع را بررسی کنید.

💡 قال المدير إن المصدر الأساسي للمشكلة هو سوء التخطيط.

مدیر گفت که منبع اصلی مشکل، برنامه‌ریزی ضعیف است.

💡 احتفظ الكاتبُ بلفظ الندما كما هو إلى أن يراجع المصدر الأصلي.

نویسنده کلمه «الندمة» را به همان صورت حفظ کرده تا اینکه به منبع اصلی مراجعه کرد.

💡 سألت الأستاذ عن معنى االحبواق، فطلب مني مراجعة المصدر الأصلي أولًا.

از استاد درباره معنی «الحبواق» پرسیدم و او از من خواست که ابتدا منبع اصلی را بررسی کنم.

💡 يعتمد الباحث على المصدر الموثوق لتأكيد المعلومات العلمية.

محقق برای تأیید اطلاعات علمی به یک منبع معتبر متکی است.

💡 ان لی إ صيغة غير واضحة، ويحتاج تحديدها من المصدر الأصلي.

متن مبهم است و باید از منبع اصلی مشخص شود.

کلمات مرتبط