اللامعة
🌐 براق
صفت (adjective)
📌 براق
📌 برجسته
📌 پر زرق و برق
📌 درخشان
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 درخشان
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 صیقل داده شده
جمله سازی با اللامعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تألقت حذاؤها اللامعة مع كل خطوة أخذتها على أرضية الرقص.
کفشهای براقش با هر قدمی که روی پیست رقص برمیداشت، برق میزدند.
💡 اشتهرت بعض الجيوش القديمة بالسيوف اللامعة التي كان الجنود يرفعونها في العرض العسكري.
برخی از ارتشهای باستانی به خاطر شمشیرهای براقی که سربازان در رژههای نظامی بالا میبردند، مشهور بودند.
💡 بدت السيارة اللامعة جديدة بعد أن غسلها صاحبها بعناية.
ماشین براق، بعد از اینکه صاحبش با دقت آن را شست، کاملاً نو به نظر میرسید.
💡 تتغري بعض الفتيات بالإعلانات اللامعة وتشتري ما لا تحتاجه.
بعضی از دخترها فریب تبلیغات پر زرق و برق را میخورند و چیزهایی میخرند که نیازی به آنها ندارند.
💡 لفتت الأنظار ساعة اللامعة التي كانت ترتديها في الحفل.
ساعت براقی که او در مهمانی به دست داشت، توجه را به خود جلب کرد.
💡 ظهرت النجمة اللامعة في السماء بوضوح ليلة أمس.
دیشب ستاره درخشان به وضوح در آسمان ظاهر شد.