القط

🌐 گربه

این واژه به معنی «گربه نر» است. در عربی، القط معمولاً برای اشاره به گربه مذکر استفاده می‌شود، در حالی که برای گربه ماده واژه القطة به کار می‌رود. این واژه در متن‌های عمومی و روزمره برای نام بردن از این حیوان خانگی یا گاهی گربه خیابانی استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گربه

📌 بچه گربه

📌 تامکت

📌 گربه سان

جمله سازی با القط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يلحس القط الحليب من الوعاء بهدوء بعد أن أنهى طعامه.

گربه پس از اینکه غذایش را تمام کرد، با آرامش شیر را از کاسه لیس می‌زند.

💡 اقترب القط من المطبخ عندما شمّ رائحة الطعام الطازج.

گربه وقتی بوی غذای تازه را حس کرد به آشپزخانه نزدیک شد.

💡 وتو القط إلى زاوية الغرفة عندما سمع صوت الباب يُفتح فجأة.

گربه وقتی صدای باز شدن ناگهانی در را شنید، به گوشه اتاق رفت.

💡 رأى الطفل القط الصغير يركض خلف الكرة في الحديقة بمرحٍ واضح.

کودک گربه کوچولو را دید که با شادی آشکاری در باغ دنبال توپ می‌دوید.

💡 سمعنا خرشًا خفيفًا في الحديقة، ثم ظهر القط بين الأشجار.

صدای خش‌خش ضعیفی از باغ شنیدیم، سپس گربه در میان درختان ظاهر شد.

💡 احضن القط الصغير بين يديك برفق كي لا يشعر بالقلق.

بچه گربه را به آرامی در دستان خود نگه دارید تا احساس اضطراب نکند.

💡 سمعتُ میو من القط الصغير وهو يختبئ تحت الكرسي.

صدای میومیوی بچه گربه را شنیدم که زیر صندلی پنهان شده بود.

💡 بقي القط حضنک في زاوية الغرفة حتى هدأ الضجيج.

گربه در گوشه اتاق روی زانوانت ماند تا سر و صدا فروکش کرد.

💡 يقفز القط من فوق الجدار إلى الشجرة المجاورة.

گربه از روی دیوار به درخت مجاور می‌پرد.

💡 يتسلل القط إلى المطبخ عندما تُترك الأبواب مفتوحة.

وقتی درها باز می‌مانند، گربه دزدکی وارد آشپزخانه می‌شود.

💡 سمعنا مووع خفيفًا من داخل الغرفة عندما تحرّك القط فجأة.

وقتی گربه ناگهان تکان خورد، صدای میومیوی ضعیفی از داخل اتاق شنیدیم.

💡 ضحکت الأم عندما رأت طفلها يلعب مع القط الصغير.

مادر وقتی دید فرزندش با بچه گربه بازی می‌کند، خندید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران