الفلاح
🌐 کشاورز
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کشاورز
📌 دهقانی
📌 کمپینو
📌 گرنجر
📌 شخم زن
جمله سازی با الفلاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاج الفلاح إلى ترتيب اقهات المحصول بسرعة حتى لا تتلف في الحر.
کشاورز باید ظروف کشت را به سرعت مرتب کند تا در گرما خراب نشوند.
💡 اعتنى الفلاح بالبهایم طوال موسم الجفاف.
کشاورز در طول فصل خشک از دامها مراقبت میکرد.
💡 وضع الفلاح إبالة التبن بجانب الحظيرة لتغذية الماشية.
کشاورز یک بسته یونجه کنار طویله گذاشت تا گاوها از آن تغذیه کنند.
💡 زرع الفلاح االشجار حول البيت لتوفير الظلّ.
کشاورز برای ایجاد سایه، اطراف خانه درخت کاشت.
💡 احتاج الفلاح إلى البلط أثناء تنظيف الأرض قبل الزراعة.
کشاورز هنگام پاکسازی زمین قبل از کاشت به بیلچه نیاز داشت.
💡 رعى الفلاح الحصنة في الحقل طوال الصباح.
کشاورز تمام صبح اسبها را در مزرعه چراند.
💡 جمع الفلاح المحصول بعد انتهاء موسم الأمطار.
کشاورز پس از پایان فصل بارندگی، محصول را برداشت کرد.
💡 يزرع الفلاح اللَّوْز في هذه المنطقة لأن المناخ مناسب جدًا له.
کشاورز در این منطقه بادام پرورش میدهد زیرا آب و هوای آن برای بادام بسیار مناسب است.
💡 استيقظ الفلاح بكر قبل شروق الشمس ليبدأ عمله في الحقل.
کشاورز قبل از طلوع آفتاب زود از خواب بیدار شد تا کارش را در مزرعه شروع کند.
💡 تنخ الفلاح الأرض جيدًا قبل الزراعة، ثم بدأ بتوزيع البذور في الحقول.
کشاورز قبل از کاشت، زمین را به خوبی شخم زد، سپس شروع به توزیع بذر در مزارع کرد.
💡 استخدم الفلاح بميزمًا بسيطًا لإحكام الغطاء فوق الصندوق الخشبي.
کشاورز از یک نیزه ساده برای محکم کردن درب جعبه چوبی استفاده کرد.