الفتي

🌐 پسر

«الفتي» به معنی «جوان، نوجوان، پسر جوان» است. این واژه در عربی برای اشاره به فردی در سنین جوانی و گاهی برای بیان شجاعت و مردانگی نیز به کار می‌رود. در فارسی معمولاً «جوان» یا «پسر جوان» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پسر

📌 بچه

📌 جوان

📌 پسر بچه

جمله سازی با الفتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬وحزم الزرع مع بقايا قطعة من قماش خيمة مهترئة تأمل حركة النسيم الخفيف حين يهز‬ ‫الزرع الفتي‪

نهال‌ها را با بقایای یک چادر پاره پاره بسته‌بندی کرده بودند و نسیم ملایمی را تماشا می‌کردند که گیاهان جوان را تکان می‌داد.

💡 ‬وأخذ قراره املؤجل ألعوام طويلة مرت من عمره الشاب‬ ‫الفتي‪

او تصمیمی را گرفت که سال‌ها از عمر جوانش آن را به تعویق انداخته بود.

💡 ‬ومرت‬ ‫أيام كثرية مكررة من أيام عمره الفتي الواعد‪

روزهای تکراری زیادی در طول زندگی پر از امید و جوانی‌اش گذشت.

💡 وقف الفتي عند باب البيت ينتظر عودة والده من العمل.

پسرک دم در خانه ایستاده بود و منتظر بود تا پدرش از سر کار برگردد.

💡 ‬الفتــي األبيــض والفتــي األســمر‬ ‫والفتــي اآلســيوي‪.

پسر سفیدپوست، پسر قهوه‌ای‌پوست و پسر آسیایی.

💡 ساعد الفتي العجوز في حمل الأغراض إلى داخل السيارة.

پسرک به پیرمرد کمک کرد تا وسایل را به داخل ماشین ببرد.

💡 كان الفتي ذكيًا ومجتهدًا، لذلك أحبه المعلمون في المدرسة.

پسر باهوش و سخت کوشی بود، بنابراین معلمان مدرسه او را دوست داشتند.

💡 ‬أختم‬ ‫كالمي بالقول مضى العمر أكثر في اآلهات و تسللت الشيخوخة‬ ‫إلى مالمح وجهي الفتي‪

با این جمله به پایان می‌رسانم که زندگی بیشتر با آه و ناله گذشته است و پیری در چهره جوانم رخنه کرده است.

کلمات مرتبط