العصبي
🌐 عصبی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عصبی
📌 عصب
📌 تحریک پذیر
جمله سازی با العصبي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حذرت وزارة الصحة من مخاطر كوكاين على القلب والجهاز العصبي والمجتمع.
وزارت بهداشت در مورد خطرات کوکائین برای قلب، سیستم عصبی و جامعه هشدار داد.
💡 كان الموظف العصبي يرفع صوته بسرعة عند أي نقاش بسيط.
کارمند عصبی سر هر بحث جزئی، سریع صدایش را بالا میبرد.
💡 وصفه أصدقاؤه بأنه العصبي لكنه يهدأ بعد دقائق إذا تركوه وحده.
دوستانش او را عصبی توصیف کردند، اما اگر او را تنها بگذارند، پس از چند دقیقه آرام میشود.
💡 في المواقف الصعبة، قد يصبح الشخص العصبي أقل قدرة على التفكير الهادئ.
در شرایط دشوار، یک فرد عصبی ممکن است کمتر بتواند با آرامش فکر کند.
💡 غالبًا ما يشعر الأشخاص الذين يعانون من الألم العصبي بالعزلة بسبب أعراضهم.
افراد مبتلا به نورالژی اغلب به دلیل علائم خود احساس انزوا میکنند.
💡 تحدث الطبيب عن أضرار الخمر على الصحة والجهاز العصبي بشكل واضح.
دکتر به روشنی در مورد اثرات مضر الکل بر سلامتی و سیستم عصبی صحبت کرد.