الضان
🌐 گوسفند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بره
📌 گوسفند
📌 سر گوسفندان
📌 گوشت گوسفند
جمله سازی با الضان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أحضري لي خمس علب من البيرة وساق لحم الضان لـ رفقائي
پنج قوطی آبجو و یک ران بره برای همراهانم بیاورید.
💡 يرعى الفلاح الضان في المراعي الخضراء خلال فصل الربيع عندما يكثر العشب.
کشاورز در فصل بهار که علف فراوان است، گوسفندان را در مراتع سرسبز میچراند.
💡 اشترت العائلة قطيعًا من الضان استعدادًا لموسم البيع في السوق المحلي.
خانواده برای آماده شدن برای فصل فروش در بازار محلی، یک گله گوسفند خریدند.
💡 إن لم تكفوا عن هذا أيها البرابرة وتنهون لحم الضان هذا، لن ينال أحد منكم الحلوى بالشوكولا.
اگر شما بربرها جلوی این کار را نگیرید و به این بره پایان ندهید، هیچکدام از شما دسر شکلاتی را نخواهید گرفت.
💡 في الواقع، خلال حملتنا الشتوية النهائية، ساعدنا في توزيع لحم الضان للفقراء والمحتاجين.
در واقع، در طول آخرین کمپین زمستانیمان، به توزیع گوشت بره بین فقرا و نیازمندان کمک کردیم.
💡 في القرية، يُعدّ الضان مصدرًا مهمًا للحليب والصوف واللحوم لدى كثير من الناس.
در این روستا، گوسفندان منبع مهمی برای شیر، پشم و گوشت بسیاری از مردم هستند.