الرمح
🌐 نیزه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نیزه
📌 نیزه سه شاخه
📌 زوبین
📌 پایک
جمله سازی با الرمح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استعمل الجنود الرمح في التدريب التاريخي داخل المتحف العسكري المفتوح.
سربازان از این نیزه در آموزشهای تاریخی داخل موزه نظامی روباز استفاده میکردند.
💡 حمل الفارس الرمح بثباتٍ قبل أن يبدأ السباق في ساحة القرية القديمة.
سوارکار پیش از شروع مسابقه در میدان قدیمی روستا، نیزه را محکم در دست گرفته بود.
💡 علّق المدرب الرمح الخشبي على الجدار لشرح طرق القتال القديمة للطلاب.
مربی نیزه چوبی را به دیوار آویزان کرد تا روشهای مبارزه باستانی را برای دانشآموزان توضیح دهد.
💡 زر اللمس في بندقية الرمح حساس للحصول على دقة في الإطلاق.
دکمه لمسی روی تفنگ نیزهای برای شلیک دقیق حساس است.
💡 كان الرمح مصنوعًا من الخشب ومغطى برأس حاد من المعدن.
نیزه از چوب ساخته شده بود و با نوک فلزی تیزی پوشانده شده بود.
💡 «أسحق سنان الرمح وال تكرس متنه» رد رسجون مغمض العينني.
راسگون با چشمان بسته پاسخ داد: «سر نیزه را خرد کن و ساقهاش را نبر.»