الدابة
🌐 جانور
اسم (noun)
📌 جانور
جمله سازی با الدابة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لاحظ الراعي إصابةً خفيفة في عقلة الدابة بعد الرحلة الشاقة.
چوپان پس از طی مسافتی طاقت فرسا متوجه جراحت خفیفی در پای حیوان شد.
💡 سمعَ الأطفالُ صوتَ الدابة في الزقاق، فخرجوا ليروا من الذي يمرُّ هناك.
بچهها صدای حیوان را از کوچه شنیدند، بنابراین بیرون رفتند تا ببینند چه کسی از آنجا رد میشود.
💡 توقفتْ الدابة عندَ بئرِ الماءِ لتشربَ بعدَ مسيرةٍ طويلةٍ في الحرِّ الشديد.
حیوان پس از سفری طولانی در گرمای شدید، برای نوشیدن آب کنار چاه آب توقف کرد.
💡 كان الفلاحُ يربطُ الدابة قربَ البيتِ قبلَ أن يدخلَ إلى السوقِ صباحًا.
کشاورز صبحها قبل از رفتن به بازار، حیوان را نزدیک خانه میبست.
💡 كانت الدابة وسيلة النقل الأساسية في القرى قبل ظهور السيارات الحديثة.
حیوانات قبل از ظهور ماشینهای مدرن، وسیله اصلی حمل و نقل در روستاها بودند.