الاعضا

🌐 اعضا

به احتمال زیاد صورت درست آن الأعضاء است و به معنای «اندام‌ها، اعضا، اجزا» می‌آید. در فارسی هم «اعضا» معمولاً برای بخش‌های بدن یا اعضای یک گروه / سازمان استفاده می‌شود.

جمله سازی با الاعضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فحص الطبيب الاعضا الداخلية بعد أن اشتكى المريض من ألم شديد.

پزشک پس از شکایت بیمار از درد شدید، اندام‌های داخلی را معاینه کرد.

💡 شرح المدرس وظيفة الاعضا الأساسية في جسم الإنسان بشكل مبسط.

معلم عملکرد اندام‌های اصلی بدن انسان را به روشی ساده توضیح داد.

💡 تأثرَ بعضُ الاعضا بسببِ الحادث، فاحتاجَ المصابُ إلى علاجٍ عاجل.

برخی از اندام‌ها در اثر این حادثه آسیب دیده بودند و فرد مصدوم نیاز به درمان فوری داشت.

💡 وصفَ الطبيبُ الاعضا الداخليةَ بعدَ الفحصِ الدقيق بالصورة والأشعة.

پزشک پس از معاینه کامل با استفاده از تصاویر و اشعه ایکس، اندام‌های داخلی را توصیف کرد.

💡 تعملُ الاعضا المختلفةُ في الجسم معًا للحفاظ على الحياة والصحة.

اندام‌های مختلف بدن برای حفظ حیات و سلامت با هم کار می‌کنند.

کلمات مرتبط