الاسمر

🌐 تیره پوست.

«الأَسْمَر» به معنای گندمگون، سبزه‌گون یا تیره‌رنگ است. این واژه برای توصیف رنگ پوست، چهره، یا گاهی اشیا به کار می‌رود. در فارسی معمولاً «سبزه»، «گندمی» یا «تیره‌گون» ترجمه می‌شود، بسته به زمینه.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قهوه‌ای

📌 سیاه

📌 الاسمر

📌 برنزه شدن

📌 آرد کامل

📌 آفتاب زده

جمله سازی با الاسمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعرّفتُ على صديقي الاسمر في الحديقة أثناء النشاط الرياضي مع المجموعة.

من دوست تیره‌پوستم را در پارک، در حین یک فعالیت ورزشی با گروه ملاقات کردم.

💡 كان الطفل الاسمر يرتدي قميصًا أزرق ويحمل حقيبة صغيرة على كتفه.

کودک تیره‌پوست، پیراهن آبی به تن داشت و کیف کوچکی روی شانه‌اش حمل می‌کرد.

💡 جلس الرجل الاسمر قرب النافذة يقرأ الجريدة بتركيز وهدوء.

مرد تیره‌پوست نزدیک پنجره نشسته بود و با تمرکز و آرامش روزنامه می‌خواند.

💡 اذا كان لدى اي شخص مشكلة في ذلك اخبرهم ان يتعاملوا مع الشاب الاسمر الجديد

اگر کسی با این موضوع مشکلی دارد، به او بگویید با آن مرد جدید تیره‌پوست کنار بیاید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران