الابيض

🌐 سفید

«الأبيض» در عربی به معنی «سفید» است. این واژه هم برای توصیف رنگ سفید به کار می‌رود و هم گاهی به‌صورت مجازی در نام افراد، مکان‌ها یا اصطلاحات مختلف دیده می‌شود. اگر با «ال» بیاید، صورت معرفه آن «سفیدِ مشخص» یا «سفید» است.

جمله سازی با الابيض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يفضّل بعض الناس الخبز الابيض على غيره في الإفطار.

برخی افراد نان سفید را به انواع دیگر نان برای صبحانه ترجیح می‌دهند.

💡 طلبوا دورق من النبيذ الابيض مع الوجبة البحرية في المطعم.

آنها در رستوران، همراه با غذای دریایی خود، یک تنگ شراب سفید سفارش دادند.

💡 ظهرَ القمرُ الابيض فوق الجبال في ليلةٍ صافيةٍ وجميلةٍ.

ماه سفید در شبی صاف و زیبا بر فراز کوه‌ها نمایان شد.

💡 ارتدى الطبيبُ معطفاً الابيض أثناء فحص المرضى في العيادة.

پزشک هنگام معاینه بیماران در کلینیک، روپوش سفید پوشیده بود.

💡 بدا الجدارُ الابيض نظيفًا بعد انتهاء أعمال الطلاء.

دیوار سفید بعد از اتمام کار نقاشی، تمیز به نظر می‌رسید.

💡 أخرج الساقي دورق من النبيذ الابيض من الثلاجة قبل التقديم.

متصدی بار قبل از سرو کردن، یک تنگ شراب سفید از یخچال بیرون آورد.

💡 اشترتْ سارةُ قميصًا الابيض لارتدائه في الحفل الرسمي.

سارا یک پیراهن سفید خرید تا در مراسم رسمی بپوشد.

💡 بدا الجدار وا الابيض نظيفًا بعد أن أعاد العمال طلاؤه صباحًا.

دیوار سفید بعد از اینکه کارگران صبح آن را دوباره رنگ کردند، تمیز به نظر می‌رسید.

💡 فضّل بعض الضيوف دورق من النبيذ الابيض بسبب نكهته الخفيفة.

بعضی از مهمانان به دلیل طعم ملایم شراب سفید، پارچ آن را ترجیح می‌دادند.

💡 اختارَ المصممُ اللونَ الابيض ليعطي الغرفةَ إحساساً بالاتساع والنقاء.

طراح رنگ سفید را انتخاب کرده تا به اتاق حس وسعت و پاکیزگی ببخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران