لغت نامه دهخدا
بنه شاسپرم تا نکنی لختی کم
ندهد رونق و بالیده و بویا نشود.منوچهری.تاک رز باشدمان شاسپرم
برگ رز باشد دستار شراب.منوچهری.آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او
چون صدهزار همزه که برطرف مد بود.منوچهری.و رجوع به شاداسپرم ، شاه اسپرم ، شاه اسفرهم ، شاه اسفرغم ، شاهسپرغم ، شاهسفرم ، شاهسپرهم و شاه اسفر شود.