( آدخ ) آدخ. [ دَ ] ( ص ) خوب. نغز. نیکو. میمون. مسعود. خجسته. مبارک. دَخ : روز تو هرگز بایمان سعد و میمون کی شود چون تو بر ابلیس ملعون خویشتن مفتون کنی گر بشارستان علم اندر، بگیری خانه ای روز خویش امروز و فردا آدخ و میمون کنی.ناصرخسرو.|| ( اِ ) بلندی در زمین. تل.
( آدخ ) ۱. خوب، نیکو، نغز. ۲. خجسته، میمون: گر به شارستان علم اندر بگیری خانه ای / روز خویش امروز و فردا آدخ و میمون کنی (ناصرخسرو۱: ۴۴۸ حاشیه ).
فرهنگ فارسی
( آدخ ) خوب نیکو خوب، نیکو، نغ ، خجسته، میمون
فرهنگ اسم ها
اسم: آدخ (پسر) (فارسی) (تلفظ: adakh) (فارسی: آدَخ) (انگلیسی: adakh) معنی: خوب نغز خجسته مبارک، ( به فتح ت ) خوب نغز خجسته مبارک میمون، برامدگی های کوچک تپه مانند روی زمین ( تل به ضم ت )