( گردآفرین ) گردآفرین. [ گ ُ ف َ ] ( اِخ ) همان گردآفرید است : بختیاربن شاه فیروزبن بزفری بن شیراوژن بن فرخ به بن ماه خدای بن فیروزبن گردآفرین بن پهلوان.... ( تاریخ سیستان ص 8 ).
فرهنگ اسم ها
اسم: گرد آفرین (دختر، پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: g.-āfarin) (فارسی: گردآفرين) (انگلیسی: gord-afarin) معنی: گرد آفرید، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر گژدهم از مرزداران ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی، فرمانده لشکر مرزبانان ایران در نبرد با سهراب