لغت نامه دهخدا میرانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) امیرانه. همچون میران. همچون امیران. شاهانه. بمانند میران : پیچیده یکی لاکی میرانه به سر بربربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.سوزنی.
فرهنگ اسم ها اسم: میرانه (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: mirane) (فارسی: میرانه) (انگلیسی: miraneh) معنی: امیرانه، شاهانه، میر ( ازعربی ) + انه ( فارسی ) امیرانه
فرهنگستان زبان و ادب {damper} [علوم مهندسی] شیر یا دریچه ای که جریان هوا یا گازهای دیگر را واپایش می کند{damper} [شنوایی شناسی] ← میرانۀ صوتی