دانشنامه عمومی
روان شناسی دین مشتمل است بر به کار بری متدهای روان شناختی و فریم ورک های تفسیری، بر مفاد گوناگون سنن دینی و همچنین برهم افراد مذهبی و هم غیر مذهبی. گستره فوق العاده متدها و فریم ورک ها می توانند به طور کمک کننده ای با توجه به تمایز کلاسیک میان رویکردهای مبتنی بر علوم طبیعی و مبتنی بر علوم انسانی خلاصه شوند. اولین دسته بوسیله روال های عینی ( objective )، کمّی، و ترجیحاً تجربی برای آزمودن فرضیه ها در رابطه با ارتباطات علّی میان موارد مطالعه آدمی پیش می رود. در تقابل، رویکرد مبتنی بر علوم انسانی، با هدف پی بردن به ارتباطات معنامند به جای علّی، در پدیده هایی که آدمی به دنبال فهم آن است، به دنیای بشری تجربیات با استفاده از متدهای کیفی، پدیدارشناختی، و تفسیری دست می یابد.
روان شناسان دین سه پروژه عمده را دنبال می کنند: ( ۱ ) شرح سیستماتیک بالاخص مفاد، رویکردها، تجربیات و حالات دینی؛ ( ۲ ) تبیین خاستگاه های دین، هم در تاریخ نوع بشر و هم در زندگی های فردی، با احتساب گوناگونی تاثیرات؛ و ( ۳ ) به نقش درآوردن عواقب رویکردها و کنش های دینی، هم برای فرد و هم برای جامعه در حالت کلان. روان شناسی دین ابتدا بعنوان رشته ای خود - هشیار در اوایل قرن ۱۹ میلادی سر برآورد، اما همه این سه وظیفه تاریخچه ای دارند که تا به قرن ها پیش از آن بازمی گردد.
روان شناسی دین یا همان روان شناسی مذهب از شاخه های تحقیقات علمی است که به بررسی دین می پردازد. این علم به بررسی وضعیتهای روانشناسانه در جامعه، وجدان گروهی و فردی که در ایجاد، توسعه، کارکرد و از بین رفتن یک دین مؤثر است می پردازد. همچنین محتوی ساختار و جهت گیری این پدیده ها و جایگاه و نقششان در خود دین و زندگی خارج از دین مورد علاقه این علم است. کار اصلی روان شناسی دین تعریف و توضیح جامعه شناسانه - روانشناسانه از پدیده های دینی است.
چالش روان شناسی دین اساساً سه قسم است: ( ۱ ) ارائه شرحی موشکافانه از موارد تحقیق، خواه محتوای دینی ( برای نمونه، رسوم آیینی سنت ) یا تجریبات، رویکردها و کنش های فردی مشترک باشند؛ ( ۲ ) بیان سر برآوردن چنین پدیده هایی با اصطلاحات روان شناختی، خواه در زندگی های فردی باشند؛ و ( ۳ ) روشن ساختن پیامد—آن طور که ویلیام جیمز می گوید ثمره— این پدیده ها، برای افراد، و جامعه در حالت کلان. این ثمره ها ممکن است هم مثبت و همچنین منفی باشند.