لغت نامه دهخدا
باسهم. [ س َ ] ( ص مرکب ) مهیب. هولناک. مخوف. ( ناظم الاطباء ). سهمناک :
که چون پور باسهم مهتر شود
ازو باب را روزبدتر شود.دقیقی.
باسهم. [ س َ ] ( ص مرکب ) مهیب. هولناک. مخوف. ( ناظم الاطباء ). سهمناک :
که چون پور باسهم مهتر شود
ازو باب را روزبدتر شود.دقیقی.
مهیب و حولناک
[ویکی الکتاب] معنی بَأْسُهُمْ: شدت و سختی جنگشان -دلاوریشان
ریشه کلمه:
بئس (۷۳ بار)هم (۳۸۹۶ بار)