ایشاع

لغت نامه دهخدا

ایشاع. ( ع مص ) ( از «وش ع » ) گل کردن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). باشکوفه شدن درخت. ( تاج المصادر بیهقی ). || دارو در دهان ستور ریختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ اسم ها

اسم: ایشاع (دختر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: ašā‛) (فارسی: ايشاع) (انگلیسی: asha)
معنی: گل کردن درخت، شکوفه دار شدن درخت
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم