برازا.[ ب َ ] ( نف ) سزاوار و لایق. درخور. ازدر. جدیر. || زیبا. زیبنده. برازنده. ( یادداشت مؤلف ). برازا. [ برْا / ب ِ ] ( اِخ ) از موجدان استعمار فرانسوی. تولد درکاستل گانْدُلفو 1852 م.، وفات 1905 م. وی بصلح بخشی از کنگو را برای فرانسه تصرف کرد و برازاویل را درساحل استانلی پول بنا کرد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
زیبا، برازنده.
فرهنگ فارسی
از موجدان استعمار فرانسوی ( و . کاستل گاندلفو ۱۸۵۲ - ف. ۱۹٠۵ م . ) وی به صلح بخشی از کنگورا برای فرانسه تصرف کرد و برازاویل را در ساحل استانلی پول بنا کرد. ( صفت ) برازنده زیبا . از موجدان استعمار فرانسوی تولد در کاستل گاندلفو ۱۸۵۲ م . وفات ۱۹٠۵ م . وی بصلح بخشی از کنگو را برای فرانسه تصرف کرد و برازاویل را در ساحل استانلی پول بنا کرد .