لغت نامه دهخدا
سوانی. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سانیة. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). المثل: سیر السوانی سفر لاینقطع؛ یعنی گردش شتر آبکش سفری است که هرگز به آخر نمیرسد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ):
تا بود سیر سوانی در سفر دور فلک
وندر آن دوران نظیر گاو او گاو خراس.انوری.