لغت نامه دهخدا
اگر شاعری را توپیشه گرفتی
یکی نیز بگرفت خنیاگری را.ناصرخسرو.ور زهره جز به بزم تو خنیاگری کند
جاوید دف دریده و بربط شکسته باد.انوری.خنده بغمخوارگی لب کشاند
زهره بخنیاگری شب نشاند.نظامی.چنان برکش آواز خنیاگری
که ناهید جنگی برقص آوری.حافظ.