لغت نامه دهخدا
( جهرة ) جهرة. [ ج َ رَ ] ( ع اِ ) آشکارا. ( منتهی الارب ). عیان. ( از اقرب الموارد ) : ارنا اﷲ جهرة ؛ ای عیاناً غیرمستتر. ( منتهی الارب ). || ( مص ) آشکارا شدن. ( آنندراج ).
جهره. [ ج َ رَ / رِ ] ( اِ ) بر وزن بهره ، چرخی باشد که جولاهگان به آن ریسمان در ماشوره پیچند. ( برهان ). چرخه که جولاهگان بدان ریسمان در ماسوره کنند و آن ببای فارسی نیز آمده. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). چهره. چرخه. چرخ.