ریما

لغت نامه دهخدا

ریما. ( یونانی ، اِ ) کرگدن. ( ناظم الاطباء ) ( از تحفه حکیم مؤمن ). ارج. کرگ. کرگدن. انبیلا. ( یادداشت مؤلف ). به یونانی حیوانی است که به فارسی کرگدن خوانند و شاخی بر سر بینی دارد. ( از آنندراج ) ( از برهان ). رجوع به کرگدن شود.

فرهنگ فارسی

کرگدن . ارج . کرگ . به یونانی حیوانی است که به فارسی کرگدن خوانند و شاخی بر سر بینی دارد .

فرهنگ اسم ها

اسم: ریما (دختر) (عربی، یونانی) (تلفظ: rima) (فارسی: ریما) (انگلیسی: rima)
معنی: آهو، نام حیوانی است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم