تخار

لغت نامه دهخدا

تخار. [ ت ُ ]( اِخ ) نام پادشاه دهستان ، که بلخ و بامیان باشد و از مبارزان لشکر کیخسرو بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نام قوم هند و اروپایی ساکن تخارستان که مردمی قوی و نیرومند بودند و زبان آنان تخاری بود. تخارستان آنان تخاری بود.
نام پادشاه دهستان باشد و از مبارزان لشکر کیخسرو بود .

فرهنگ اسم ها

اسم: تخار (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: tokhar) (فارسی: تخار) (انگلیسی: tokhar)
معنی: نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام یکی از همراهان فرود

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:طخار
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم