جهان افرین

لغت نامه دهخدا

( جهان آفرین ) جهان آفرین. [ ج َ ف َ ] ( نف مرکب ) جهان آفریننده. آفریننده و خالق دنیا. خدا :
جهان آفرین را ستایش گرفت
نیایش ورا در فزایش گرفت.فردوسی.آخر دیری نماند استم استمگران
زآنکه جهان آفرین دوست ندارد ستم.منوچهری.جهان آفرینت گشایش دهاد
که گر وی ببندد که داند گشاد؟سعدی.جهان آفرینت نگهدار باد.سعدی.جهان آفرین بر تو رحمت کناد.سعدی.

فرهنگ عمید

( جهان آفرین ) آفرینندۀ جهان، پروردگار، خدای بزرگ.

فرهنگ فارسی

( جهان آفرین ) ( صفت ) آفرینند. دنیا خدا.

فرهنگ اسم ها

اسم: جهان آفرین (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: j.-āfarin) (فارسی: جهان ‌آفرين) (انگلیسی: jahan-afarin)
معنی: ترکیب دو اسم جهان و آفرین ( دنیا و ستایش )، آن که عالم را خلق کرده است، خدا، آفریننده جهان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم