عصام الدین

لغت نامه دهخدا

عصام الدین. [ ع ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) لقب طاش کبری زاده ، از فاضلان قرن دهم هجری کشور عثمانی است. رجوع به طاش کبری زاده شود.
عصام الدین. [ ع ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفراینی ، ملقب به عصام الدین. رجوع به عصام اسفرایینی شود.
عصام الدین. [ ع ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) عثمان بن علی بن عمربن عثمان عمری دفتری ، مکنی به ابوالنور و ملقب به عصام الدین. ادیب و مورخ قرن دوازدهم هجری. رجوع به عثمان ( ابن علی بن... ) شود.

فرهنگ فارسی

ابراهیم بن محمد اسفراینی حنفی فاضل و دانشمند ( ف. ۹۳۴ ه.ق . ) . وی از شاگردان عبدالرحمن جامی بود . از آثار او تعلیقات بر شرح جامی در علم نحواست .
عثمان بن علی بن عمر بن عثمان عمری دفتری مکنی به ابوالنور و ملقب به عصام الدین ادیب و مورخ قرن دوازدهم هجری

فرهنگ اسم ها

اسم: عصام الدین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: esāmoddin) (فارسی: عِصام‌الدين) (انگلیسی: esamoddin)
معنی: بندِ دین، موجب شرافت دین، ( اَعلام ) لقب برخی از اشخاص در تاریخ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم