شیلانه

لغت نامه دهخدا

شیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ترکی ، اِ ) به معنی شیلان است. ( از آنندراج ). || مجازاً به معنی طعام نیز آمده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || نام میوه ای که آنرا عناب نیز گویند. ( آنندراج ). عناب. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بمعنی شیلان یا نام میوه ای که آنرا عناب نیز نامند .

فرهنگ اسم ها

اسم: شیلانه (دختر) (کردی) (تلفظ: šilāne) (فارسی: شيلانه) (انگلیسی: shilane)
معنی: منسوب به شیلان، سور، غذا، ( شیلان، ه ( پسوند نسبت ) )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم