شیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ترکی ، اِ ) به معنی شیلان است. ( از آنندراج ). || مجازاً به معنی طعام نیز آمده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || نام میوه ای که آنرا عناب نیز گویند. ( آنندراج ). عناب. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بمعنی شیلان یا نام میوه ای که آنرا عناب نیز نامند .