سینداد

لغت نامه دهخدا

سینداد. ( اِخ ) از مرزبانان پارسی است که بر دیار عرب بر زمین کنده و حضرموت فرمان داده است. و قصرذی الشرقات ساخته اوست. شاعر گفته است :
اهل الخورنق و السدیر و بارق
و القصر ذی الشرقات من سینداد.( از مجمل التواریخ و القصص ص 179 ).

فرهنگ فارسی

از مرزبانان پارسی است که بر دیار عرب بر زمین کنده وحضر موت فرمان داده است .

فرهنگ اسم ها

اسم: سینداد (پسر) (فارسی) (تلفظ: sindad) (فارسی: سینداد) (انگلیسی: sindad)
معنی: داده سیمرغ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم