ترنیان. [ ت َ ]( اِ ) مصحف تریان. ( حاشیه برهان چ معین ). طبقی باشدکه از شاخهای بید ببافند و آنرا جهیز خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). سبدی و طبقی باشد پهن که از چوب شاخهای بید بافند. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و به تقدیم تحتانی بر نون هم بنظر آمده است که بر وزن نریمان باشد. ( برهان ) ( از انجمن آراء ) ( از آنندراج ). و رجوع به تریان و ترینان شود.
فرهنگ عمید
سبد بزرگی که از ترکه های درخت می بافند.
فرهنگ فارسی
ترینان، سبدکاسه بزرگ سبدبزرگی ازترکه های درخت مصحف تریان ٠ طبقی باشد که از شاخهای بید ببافند و آنرا جهیز خوانند ٠
فرهنگ اسم ها
اسم: ترنیان (دختر) (فارسی) (تلفظ: tarniyan) (فارسی: تَرنیان) (انگلیسی: tarniyan) معنی: سبدی که از شاخه های بید می بافند