استغراب

لغت نامه دهخدا

استغراب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سخت بخندیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). نیک سخت بخندیدن. ( زوزنی ). مبالغه کردن در خنده. و اُستغرب ، مجهولاً کذلک. ( منتهی الارب ). || غریب و عجیب آمدن. ( زوزنی ). عجیب و غریب شمردن. غریب آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بعید شمردن. بعید داشتن.
- استغراب کردن ؛ مستبعد شمردن. استعجاب.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) غریب شمردن ، عجیب دانستن چیزی را، به شگفت آمدن از امری .

فرهنگ عمید

عجیب و غریب دانستن، تعجب کردن، شگفتی.

فرهنگ فارسی

غریب شمردن، عجیب وغریب پنداشتن چیزی، به شگفت آمدن
( مصدر ) غریب شمردن عجب دانستن چیزی را بشگفت آمدن از امری .

ویکی واژه

غریب شمردن، عجیب دانستن چیزی را، به شگفت آمدن از ام
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال تک نیت فال تک نیت فال ماهجونگ فال ماهجونگ فال لنورماند فال لنورماند