قواله

لغت نامه دهخدا

( قوالة ) قوالة. [ ق َوْ وال َ ] ( ع ص ) مبالغه است. گویند: رجل قوالة؛ مرد نیکوگفتار. ( ناظم الاطباء ). بسیارگوی و زبان آور. قَوّال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به قوال شود.

فرهنگ فارسی

مبالغه است رجل قواله مرد نیکو گفتار .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم