شیدور. [ شیدْ وَ ] ( ص مرکب ) رخشنده و رخشان. در زرتشتنامه آنجا که سخن از اسب گشتاسب آمده است اسب شیدور خوانده شده یعنی روشن و درخشان. ( از فرهنگ ایران باستان ص 259 ).
فرهنگ فارسی
رخشنده و رخشان در زرتشتنامه آنجا که سخن از اسب گشتاسب آمده است اسب شیدور خوانده شده یعنی روشن و درخشان .