شاهیده

لغت نامه دهخدا

شاهیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نیکوکار و صالح. ( فرهنگ سروری ). شاهنده. ( شرفنامه منیری ). بمعنی شاهنده است که متقی و پرهیزگار و صالح و نیکوکردار باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به شاهندن و شاهنده شود.

فرهنگ عمید

۱. نیکوکار.
۲. پرهیزکار.

فرهنگ فارسی

نیکو کار و صالح شاهنده

فرهنگ اسم ها

اسم: شاهیده (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: šāhide) (فارسی: شاهيده) (انگلیسی: shahide)
معنی: پارسا، پرهیزکار، نیکوکار، نیکوکار و صالح، شاهنده، متقی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم