لغت نامه دهخدا
سپهرم پس و بارمان پیش رو
خبر شد بدیشان ز سالار نو.فردوسی.سپهرم بترمد شد و بارمان
بکردار ناوک بجست از کمان.فردوسی.سپهرم بدو گفت آسان بدی
وگر دل ز لشکر هراسان بدی.فردوسی.اندر عهد افراسیاب ، پهلوان او پیران ویسه و... و سپهرم ، واخواشت بودند. ( مجمل التواریخ و القصص ص 90 ).