سلامان
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
معنی: منظومه ای از جامی، ( اعلام ) ) نام بطنی [کوچک تر از قبیله] از قبیله طی، در سال دهم هجرت هیأتی از سوی این قبیله به نزد پیامبر اسلام ( ص ) آمده و به نمایندگی از قبیله اظهار اسلام نمودند، ) سلامان و اَبسال قصه ای قدیمی که حسین ابن اسحاق آن را از یونانی به عربی ترجمه کرده است، در نوشته های ابن سینا هم اشاره به چنین داستانی وجود دارد، نصیرالدین توسی دو روایت از آن را در شرح اشارات ذکر می کند، جامی آن را به شعر در آورده است