لغت نامه دهخدا
جهان گردد از خون مردان چو دریا
تو چون نوح و کشتی تو چون خنگ رهور.عمعق بخارایی.رجوع به راهوار و رهوار شود.
رهور. [ رُ ] ( ع مص ) روشن شدن چراغ و آتش و جز آن. ( المصادر زوزنی چ بینش ص 234 ). در متون دیگر دیده نشد و ظاهراً مصحف زهور است.