رستم رکاب

لغت نامه دهخدا

رستم رکاب. [ رُ ت َ رِ ] ( ص مرکب ) دلاور و بهادر. ( ناظم الاطباء ). کنایه از دلیر و شجاع. ( آنندراج ). کنایه ازبهادر و پهلوان. ( از شعوری ج 2 ورق 21 ) :
بدعوی دو رستم رکاب دلیر
ز شمشیربازی نگشتند سیر.هاتفی ( از شعوری ).و رجوع به رستم و رستم عنان شود.

فرهنگ فارسی

دلاور و بهادر کنایه از دلیر و شجاع
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم