لغت نامه دهخدا
ده عباس. [ دِه ْ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان غاربخش ری شهرستان تهران. واقع در 5هزارگزی باخترری. سکنه آن 176 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن اتومبیل رو. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ده عباس. [ دِه ْ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان. واقع در سی هزارگزی جنوب زرند. سکنه آن 96 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده عباس. [ دِه ْ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان. واقع در 15هزارگزی شمال سنقر. سکنه آن 265 تن. آب آن از چشمه و رودخانه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).