لغت نامه دهخدا
دالستان. [ ل ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان ساوه. واقع در 13000گزی جنوب ساوه و دارای 31 سکنه است و محل قشلاقی چند خانوار از ایل بغدادی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
دالستان. [ ل ِ ] ( اِخ ) نام موضعی به گلیجان رستاق ساری در مازندران. ( مازندران و استرآبادرابینو ص 121 بخش انگلیسی و ترجمه آن کتاب ص 162 ).