لغت نامه دهخدا
تگاو. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) بر وزن و معنی تگاب است که زمین پست پرآب و علف. || ظرفی که به عربی قیف میگویند. || جنگ و خصومت. || پرده ای از موسیقی.( برهان ). به همه معانی رجوع به تکاو و تگاب شود.
تگاو. [ ت َ ] ( اِخ ) تکاو. رجوع به تکاو و تگاب شود.