لغت نامه دهخدا
بافت شناسی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بافت شناس. شناخت بافت. تجربه و آزمایش علمی بر روی بافت های حیوانی و گیاهی و نتیجه گیری از این نسج شناسی . ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
بافت شناسی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بافت شناس. شناخت بافت. تجربه و آزمایش علمی بر روی بافت های حیوانی و گیاهی و نتیجه گیری از این نسج شناسی . ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
نسج شناسی، قسمتی از علم تشریح که دربارۀ بافت ها و یاخته های بدن بحث می کند.
علمی که بافتهای مختلف جانوری و گیاهی را مورد مطالعه و تحقیق قرار میدهد نسج شناسی . توضیح در بعضی کتب ( تشریح عمومی ) را مرادف بافت شناسی بکار بردهاند.
بافت شناسی علم بررسی میکروسکوپی تشکیل، ساختار و کارکرد بافت ها است.
دانش های زیستی مرتبط با بافت شناسی از این قرارند:
• یاخته شناسی یعنی بررسی یاخته ها، این دانش یک سطح پایین تر از بافت شناسی قرار دارد.
• کالبدشناسی: بررسی اندام ها
• ریخت شناسی: بررسی کلیه سازواره ها ( ارگانیسم ها )
چهار نوع بافت وجود دارند: ۱ پیوندی ۲ عصبی ۳ ماهیچه ای ۴پوششی
بافْتْ شِناسی (histology)
مطالعۀ بافت های گیاهی و جانوری، با آزمایش های مشاهد ه ای به وسیلۀ میکروسکوپ. برای مشخص کردن ویژگی های ساختاری، مانند وجود نشاسته یا توزیع چربی در اندام ها، معمولاً از رنگ آمیزی استفاده می کنند.