لغت نامه دهخدا
اشان. [ اِ ] ( ضمیر ) مخفف ایشان. آنان.
اشان. [ ] ( اِخ )یکی از پسران دوح بن یهودابن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند. ( تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 66 ).
اشان. [ اِ ] ( ضمیر ) مخفف ایشان. آنان.
اشان. [ ] ( اِخ )یکی از پسران دوح بن یهودابن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند. ( تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 66 ).
یکی از پسران دوح بن یهودا بن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند.
آشان. آشان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سراجوی غربی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع شده است.
آشان (مارتونی). آشان ( به ارمنی: Աշան ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان مارتونی واقع شده است.